الملا فتح الله الكاشاني

17

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

قيلوله و استراحت وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ و يك بار ديگر پس از نماز خفتن كه وقت برهنه شدنست از جامه و درآمدن در خوابگاه ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ آنسه وقت عورتست مر شما را چه در اين سه وقت كه تبديل جامه بجامهء ديگر ميكنند عورتهاى شما در آن ظاهر ميگردد لَيْسَ عَلَيْكُمْ نيست بر شما وَ لا عَلَيْهِمْ و نه بر بندگان و كودكان نارسيده جُناحٌ گناهى در ترك اذن طلبيدن بَعْدَهُنَّ پس از اين سه وقت طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ طواف كنندگان بر شما بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ بعضى از شما طواف كنندگان‌اند بر بعضى يعنى بندگان بر خواجگان پس مرخص آيد در غير اين سه وقت در ترك طلب اذن بجهة كثرت مداخله و مخالطه شما با يكديگر و عدم مظنه كشف عورت در غير اين سه وقت كَذلِكَ مانند اين تبيين و روشن گردانيدن يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ روشن ميسازد و بيان مىكند خدا براى شما دلايل حق و حكام شرع را وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست بمصالح بندگان حَكِيمٌ حكم كننده برغاية مراسم آداب بر وجه حكمة و بدانكه امر باستيذان در اين آيه نسبت ببالغين تكليف است و نسبت به اطفال تمرينى و در اينكه كنيزان در اين امر داخل باشند يا نه خلافست نزد بعضى داخلند و ذكر ذكور جهة تغليب است و نزد بعضى مأمور نيستند و اين قول از امام محمد باقر عليه السّلام و امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست و نزد بعضى اين آيه منسوخ است و نزد بعضى محكم و صحيح قول ثانيست ابن جبير را پرسيدند كه بعضى مردم در نسخ اين آيه سخن ميگويند گفت به خدا سوگند كه منسوخ نيست اما مردم در اين تهاون ميكنند وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ و چون برسند طفلان از شما يعنى طفلان آزاد الْحُلُمَ بخواب ديدن يعنى محتلم شدن مراد آنست كه بالغ گردند و احتلام روشن‌ترين دليل است بر بلوغ فَلْيَسْتَأْذِنُوا پس بايد كه طلب دستورى كنند در همهء اوقات از شما كَمَا اسْتَأْذَنَ همچنانكه دستورى ميطلبند الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ آنان كه بالغ شدند پيش از ايشان يعنى ايشان حكم ساير مردان بالغ دارند در دستورى خواستن پس بالغ بايد استيذان كند در همه اوقات و طفل و مملوك اذن طلبند در اوقات ثلثه مذكوره كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ همچنين مبين و روشن گردانيد خداى لَكُمْ آياتِهِ براى شما آيتهاى خود را وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست باحوال شما حَكِيمٌ حكم كننده در تعيين اوضاع و احكام شريعت وَ الْقَواعِدُ و آنها كه نشستگانند مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي از زنانى كه لا يَرْجُونَ نِكاحاً